آموزش های این وب سایت به صورت رایگان در دسترس است. اطلاعات بیشتر
بروز خطا
   [message]
اشتراک در سوال
رای ها
[dataList]

دردودل | پروژمو استارت بزنم؟!

Abolfazl  9 سال پیش  9 سال پیش
+9 0

سلام،
خوبین همگی؟!

داغونم :(

قضیه از دو سال پیش شروع شد...، آموزشای استادو چند ماهی میشد خریده بودم، اولش با کلی شوق دونه دونه ویدئوها رو میدیدم، بعد از یه مدت به جایی رسیده بودم که دیگه به زور میشستم پشت کامپیوتر که یاد بگیرم، ویدئوها سنگین شده بود، ایده و فکر زیاد تو سرم داشتم گفتم چند روز به خودم وقت میدم یکیشو انتخاب میکنم روش کار میکنم تا دوباره یه هیجانی واسه یادگیری اندروید داشته باشم. چند روزم شد چند ماه... اپشو تو ذهنم طراحی میکردم، حسابی ایدمو پختم، دوباره شروع کردم، کار نداریم اشتباه یا درست ولی به نظرم اکلیپس واسم دردسرساز شده بود، کتابخونه ها، یه سری محدودیت ها، متریال دیزاین، یه سری باگ ها، همه ی فروما میگفتن اندروید استدیو اندروید استدیو...! نمیخوام دربارش بحث کنم شاید اشتباه بود هرچند الانم به نظرم اکلیپس خیلی مزخرفتر از استدیوئه.
نصبش کردم خوب اولش خیلی گیج کننده بود، نصفش باگ بود! ولی باهاش راه اومدم گفتم به جاش حسابی جلو میوفتم، کارای جالبی باهاش کردم، آموزشای استادو هم تو همون ادامه دادم، ولی روی سیستمم خیلی کند بود، خیلی؛ یادی میکنم از عمه ی گریدل :| وقتمو الکی میگرفت. باز اشتباه یا درست افتادم تو فکر ارتقای کامپیوتر یا خرید لپتاپ، اوضاع مالیم داغون بود صفر بود در واقع به خاطر دانشگاه منفی بود.

تو این اوضاعو به پیشنهاد یکی از دوستام قرار شد با دو نفر دیگه بریم مسابقه برنامه نویسی موبایل شریف یا یه همچین چیزی! باز با استدیو ساختم طراحیم خوب بود گفتم متریالو کامل یاد میگیرم یه طراحی بهتر از گوگل میدم واسه اپ مسابقه، خوب راستش سال قبلش جایزه خوبی داده بودن، اگه میتونستیم ببریم با جایزش به نظر میومد دوباره اوضاعم درست بشه.
لپتاپ نداشتم میخواستم برم مسابقه، رفیقم گفت بین 4 نفری که میریم فقط من لپتاپ دارم بیا شیفتی کد میزنیم! بچه بودیم هنوز، بی فکر رفتیم، خودخواه نیستم ولی به دو نفر دیگه اصلا امیدوار نبودم، یکیمون خوب در حد جاوای 1 ترم دانشگاه بلد بود، اون یکیم روز مسابقه تازه دیدمش، فقط با پایتون کار کرده بود ولی خوب سابقش تو برنامه نویسی از هممون یه سرو گردن بالاتر بود نمیشه کتمانش کرد.
رفتیم تهرون، شریف، اونجا به خودم اومدم سرمو چرخوندم بین 150-170 نفر فقطو فقط من بدون لپتاپ بودم، خوب یکم، یکم که نه خیلی یه حسی داشتم! اون سه نفرمونم داشتن حتی :) بگذریم...
حدس میزنین دیگه هیشکی با بقیه هماهنگ نبود، پوکیدیم، میگذریم!، سوار قطار شدیم برگشتیم :D

حس خوبی نداشت واسم. تصمیم گرفتم برم سر کار، رفتم سر کار،دوباره دانشگاه و هر روز از کد، اندروید، کامپیوترم، پروژم، رویاهام دورتر شدم؛ گفتم قسطی میگیرم. نصیبتون نشه، من نمیدونم اسمشو چی بذارم وسواس یا کمال طلب همچین موجودیم. چند ماه، یعنی چند ماها! اینترنتو بالا پایین کردم تا یه لپتاپ انتخاب کنم! بازار کارمزدش بانمک بود افتادم دنبال یه وام، بلاخره وامه دیگه! دو هفته دیگه، اون هفته، یه ماه دیگه، عه عید شد تا بودجه بیاد 2 ماه دیگه، فردا، یه ماه دیگه. بیخیالش شدم یه آگهی دیدم تو همین دیوار که ازش بدم میاد! رفتم دیدم عه! شرایط عالی قیمت خوب چشم به هم زدنی گرفتم (حالا منمو شانسم دیگه مشکل که مث همیشه زیاد بود ولی...)، دستام میلرزید وقتی تحویلش میگرفتم! فروشنده میخندید! دمشون گرم!
2 روز بعدش 200 تومن ارزون شد :D گفتم گور باباش دیگه واسم مهم نیس، بعد دیدم لپتاپم یه مشکلی داره خوب این دفه یه مدت طول کشید تا بگم گور باباش بعد از اینکه گارانتی گفت 40 روز طول میکشه تا بره تهرونو بیاد :) و... دوباره گفتم باباش.

به خودم اومدم دیدم به زور یادم میاد پروژمو چند سال پیش واسه خودم تعریف کردم!
شروع کردم اما زیاد طول نکشید، قسط دوست کوچیک جدیدم، دانشگاه لعنتی، یه مشکلی که نمیتونم بگم و یه مشکل طولانی صاحب کارم که ازش متنفر بودم...
هیچی... شب از دانشگاه میومدم و ولو میشدم، فرصت نمیکردم لپتاپمو نگاه کنم.
یکی دو ماه دنبال کار جدید میگشتم که خوشبختانه نبود.
بگذریم...
تو این مدت خوب به پروژم حداقل زیاد فکر میکردم، کاملش میکردم، شاخوبرگ بهش میدادم، پلن درآمدی، آپدیت های اولو دومو... چه ویژگی هایی بهش اضافه کنن، حتی چنتا ایده جدید واسه تبلیغش، خیلی روش فکر کردم. واسه نوشتنش هیجان داشتم.
گفتم به یکی از دوستام پیشنهاد همکاری میدم، 50-50، فقط سه روز یه پاورپوینت توپ واسش ردیف کردم... بلاخره یه شب گیرش آوردم پروژمو واسش معرفی کردم، همه جوره باور داشتم که پروژه بزرگیه، حسابی جای پیشرفتو نفوذ داره و جذابه؛ ولی خوب از چهرش به نظر نمیومد که... خوب تقریبا جا خوردم. ازش سوال کردم برعکس برداشت من جواب میداد به گیرایی میداد، ولی میپرسیدم به نظرت میگیره میگفت آره میگیره خوبه و... . آخر سر قبول کرد، دست دادیم و سلفی گرفتیم! .
گفتم دو هفته آزمایشی با هم کار میکنیم اگه یه درصدم دیدیم با هم نمیسازیم هرچی کار کردی پولشو بهت میدم. گفتم فردا، گفت باشه. شبش خوب حس جالبی نداشتم؛ گفتم مهم نیس بعدا بهتر میشه هیچکس دیگه ای رو نمیشناسم، یه همراه میخوام.
فرداش گفت پس فردا، پس فرداش گفت تو خونه کار میکنیم خوب، گفتم نه میخوایم با هم کار کنیم دیگه حداقلش دو هفته رو باید... . گفت فردا ، واسه اینکه تعهدم بیشتر بشه دنبال اجاره یه جایی هم رفته بودم، یه ماهه قراره باهام تماس بگیره هماهنگ بشیم بریم فلان جا...

بیخیالم نمیتونم بگم وقتی ندارم دیگه.
این آخرا با سه تا اپ آشنا شدم که دوتاشون میشه گفت یه جزئی از پروژه منو دارن انجام میدن و خوب به نظر میاد موفقم بودن چون تازه بیرون داده بودن نمیشه قطعی گفت. ولی یکیش نمیدونم، 40 یا 50 درصد بیس پروژه من بود البته شاید سمتوسوی اون کلا با من فرق داشت مطمئن نیستم زیاد بررسیش نکردم اعصابم ریخت به هم؛ نمیدونم کی شروع به کار کرده بود ولی تبلیغات داشت، یه بانک اطلاعاتی زمانبرم نیاز داره پروژم که اون تقریبا کاملشو داشت!

اولش میگفتم مهم نیس، UIیی که تو ذهن من بودو خیلی بهتر از اونا میدیدم میگفتم خیلی مهمه میتونم کاربرو جذبش کنم، امکاناتش، مسیر پروژه من،... میگفتم و خوب الانم میگم مطمئنم که مال من خیلی بهتر از اوناست، خودم تنهایی میسازمش. الان اما که به این همه اتفاق فکر میکنم، خوب ناامیدم، با اینکه تنها امیدم همینه، ایده زیاد دارم ولی مسیری که واسه خودم کشیده بودم با این شروع میشد، بعدیا خیلی خیلی سخت تر و پیچیده تر بودن.

یه مدته صبح چشم باز میکنم تا به خودم میام تاریک تاریکه... بعد میبینم هیچکاری نکردم.
دچار روزمرگی شدم، گفتم خودمو یه مدت سرگرم میکنم، با فیلم، بازی با... اونم دردی دوا نکرد شاید حتی بدتر شد.

نمیدونم شاید تقصیر خودمه، شاید اصلا از اولش اراده ی درستی نداشتم، شاید حتی از عمد دست دست کردم، شاید اصلا تقصیر خودمه این هم مشکل واسه هر قدمی بر میدارم پیش میاد.

نمیدونم چیکار کنم.
نمیدونم اصلا چیکار دارم میکنم!
فقط میدونم وقتم داره به آخراش نزدیکه و خیلی میخوام اپمو بدم بیرون!
ولی انگار اصلا نمیشه!


___________________________
اوخ اوخ چقد زیاد شد!
کمال طلبم :D
ببخشید :P

+7 0
سلام یه پیشنهاد دارم برات،این کتاب رو حتماً بخون ---> کتاب چه کسي پنير مرا جابجا کرد؟ موفق باشی (9 سال پیش)
+5 0
سلام ، جسارت نشه ، شما منو یاد " آقای همساده " انداختین . دمت گرم ، خیلی خندیدم ، البته نه برای اتفاقاتی که برات افتاده بلکه به خاطر این ادبیات طنز گونه گفتم . شما احتمالا ویدیوی 0 اکلیپس ( 35 دقیقه صحبت خودمانی ) رو ندیدید . اگر هم قبلا دیدید دوباره ببینید و بهش عمل کنید و برای خودتون برنامه ریزی داشته باشید . (9 سال پیش)
+5 0
من که متوجه نشدم آخرش چی شد ولی آستین و بزن بالا مرد شروع کن (9 سال پیش)
+5 0
منم مثل شما هستم اصلا نمیشه آینده رو پیشبینی کرد من بندرعباسم اینجا حتی خیلی ها نمیدونن برنامه نویسی چی هست اونایی هم که فکر می کنن میدونن میشنن با سایت های آماده برنامه آندروید میسازن بعد میان به من میگن اینا که کاری نداره :)))) حالا یه برنامه ای هم نوشتم آخرشه اما هیچ کس پشتیبانی نمیکنه حتی دوستام میگن ول کن از این کارا نمیتونی هیچ پولی در بیاری میگن پول فقط توی دلالی و کاسبیه !!! (9 سال پیش)
+6 0
منم اوضاع مالیم افتضاحه دارم با یه سیستم فکستنی کد میزنم، اندروید استدیو رو نمیکشه ولی سعی میکنم با همون اکلیپس کار کنم اگر سعی کنی به داشتن ابزار ها فک کنی و منتظر بمونی یکی بهتر بخری تا کد بزنی عقب میمونی من بعد یکسال خرید آموزش هی منتظر موندم پول جمع کنم سیستم خوب بخرم نشد تا بالاخره گفتم پول ندارم که ندارم با همین کد بزن خیلی از اپ های بزرگ با همین اکلیپس ساخته شدند پس نا امید نشو بسم الله بگو و شروع کن بنظرم خیلی از ما ها بخاطر وضع بد مالی دوست داریم سریع به هدفمون برسیم و از این اوضاع دربیایم ولی من به این نتیجه رسیدم که خودمو تو منگنه نزارم نگم دیر شد چون بعضی وقتا این فکروخیال ها باعث یاس میشه و آدم دلش بکار نیاد. (9 سال پیش)
+7 0
وقتی ذهن بیش از حد درگیر بشه دیگه نمیتونید روی یک موضوع خاص تمرکز کنید بهترین کاری که میتونید در حق خودتون انجام بدین اینه که یه مدت حتی یکی دو روزه به ذهنتون استراحت بدین و یه مسافرت کوچیک برین یا هر تفریحی که با روحیه شما ساز گاره انجام بدین و این تفریحات رو جزء برنامه زندگیتون قرار بدین حالا با توجه به وقتتون هفته ای یک بار یا بیشتر و شاید ندونید ولی خواب مناسب و تغذیه علی الخصوص ماهی و گردو تاثیر زیادی روی تمرکز ذهن میذاره. (9 سال پیش)
+5 0
یادمه معلم دبیرستانمون میفتم که میگفت یه روز سنتون بجایی میرسه که به چکنم چکنم میافتید. این شرایط برای همه ما هسش . همه باهاش درگیریم. فقط خودتو بزن به بیخیالی . و با آدمای شاد و امیدوار رفیق باش. یا حداقل چندتا موزیک خوب فیلم خوب یا یک تفریحی که باهاش حال میکینی انجام بده (تفریح سالم) (9 سال پیش)
+8 0
@H.B اتفاقا بندر عباس یه برنامه نویس خیلی خوب بود توی پنجشنبه بازار آشنا شدم ، ولی خب اطلاعاتی ازشون نگرفتم ، یه تیم خوب هم داشتن که روی یک استارت آپ کار میکردند پیشنهاد میکنم بگردی و پیداشون کنی کار تیمی و قرار گرفتن توی شرایط سخت تجربه آدمو میبره بالا ، هیچوقت هم به کسب درآمد فکر نکنید برنامه نویس اندروید ختم به کافه بازار و پرداخت درون برنامه ایی نمیشه کلا کافه بازار رو از زندگیتون حذف کنید ، و فقط دنبال کسب تجربه باشید امیدوارم این پادکست روی هدف و انگیزتون تاثیر مثبت بزاره لینک (9 سال پیش)
+4 0
تلاش کنید فقط همین ... درسته جواب کلیشه ای هست ولی یه کاری کنید که امروزتون بهتر از دیروزتون باشه اگر اینکار رو بکنید قطعا موفق میشید ... هیچ وقت هم دیر نیست موفق باشید (9 سال پیش)
+4 0
واسه رهایی از این وضع بهتره یه مسافرت به شهری که دوسش داری بری و بعد کتاب چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد رو بخونی و بعد از اون فیلم در جستجوی خوشبختی رو ببینی و در آخر پروژت رو شروع کنی ... برادر من خب همون اول با ایکلیپس شروعش کرده بودی ک تا حالا کلی پول تو دستت بود ... اشکال نداره دیگه شد .... شاید کارایی ک گفتم واست طنز باشه ولی واقعا جدی گفتم ... برو یه شهر مثل شیراز یا اصفهان و چند روز فقط بچرخ تا کلا از این فاز در بیای و بعد اون دوتا کارو کن و یا علی بگو ... (9 سال پیش)
+6 0
آیا میدانستید ! اگر این تاپیک یک سوال بود کلاً 3 نفر هم بهش جواب نمیدادن ولی چون درد و دل هستش بیشتر از 10 نفر بهش جواب دادن! (9 سال پیش)
+3 0
یادی میکنم از عمه ی گریدل :| .... :))))) دمت گرم (9 سال پیش)
+9 0
شما در راه درست قرار نگرفتید. به نظر من پیشنهاد Criss بهترین راهیه که میتونید انتخاب کنید. حتی اگر شده به عنوان کارآموز برید و یادگیری رو اولویت اولتون قرار بدید. البته با اون قسمتش که هیچوقت به کسب درآمد فکر نکنید مخالفم. به نظر من اولویت با یادگیریه ولی بعد از مدتی، کسب درآمد هم اولویتش بالا میره چون انگیزه، یکی از مهم ترین عوامل پیشرفته. مطمئن باشید اگر در یک شرکت مناسب یا با یک تیم قوی همکاری کنید، درآمد قابل قبولی هم خواهید داشت. (9 سال پیش)
+7 0
فکر می کنم اینی که شما میگی سرگذشت 90 درصد کسانی هست - اگه نخوایم بگیم همه - که می خوان تو زندگیشون یه تغییری بدن و نتیجه بگیرن. حالا یا در این زمان بوده اند، یا در این زمان هستند و یا از این زمان گذشته اند. آنهایی که رفته اند که معمولا موفق شدند. انهایی هم که هستند باید تلاش کنند و خودشون رو نجات بدن و اونهایی که موندند..... + همه دو دلی داشتیم. من شکست های خیلی بدی هم خوردم. ضرر های سنگینی هم کردم. ولی زندگی ادامه داره. بعدش خیلی خوبه. شما هم شروع کن. من هم شروع کردم. مزش که خوبه :) (9 سال پیش)
+3 0
از یه چیز این انجمن و بچه های این سایت خیلی خوشم میاد،اونم اینکه تا کسی یه مشکلی پیش میاد براش و میاد اینجا مطرح میکنه،همه (واقعاً همه) میان بهش روحیه و راهکار میدن.دم همتون گرم (9 سال پیش)
+1 0
@criss جان همیشه عزیز و به فکر بقیه دوستان امیدوارم همیشه موفق باشی دقیقا من با همین گروه هفته پیش آشنا شدم مصاحبه ای باهام کردن و متوجه شدم برنامه نویس آندروید نیستند به نظر می اومد طراح گرافیک یا برنامه نویس دکستاب باشن فعلا یک پروژه ای بهم دادن که دو تا گوشی نصب کنن و بتونن همدیگرو پیدا کنن و جهت نما مشخص کنه طرف مقابل کجا ایستاده و فاصلشو نشون بده من هم درست کنم فقط نمیدونم چرا جی پی اس اطلاعاتو دقیق نمیده همیشه یه اشتباهاتی پیش میاره حالا ببینیم نظرشون چی هست (9 سال پیش)
+1 0
جی پی اس همیشه 5 تا 10 متر خطا داره اینو در نظر داشته باش (9 سال پیش)
 برای این سوال 8 پاسخ وجود دارد.
پاسخ به سوال 
مسعود کریمی نژاد  9 سال پیش
+6 0

تو دقیقا داستان زندگی منو تعریف کردی رفیق. البته اتفاقاتش جور دیگه ای بود اما سختیاش در همین حد. منم ۳ ساله شرایطم همینه. از همون ابتدا رفتم سراغ اندروید استودیو و الان خیلییییی راضیم. کلی سختی کشیدم تو چند سال هیچ درامدی از برنامه نویسیم نداشتم و کلی ایده ی به نظر خودم بزرگ. شاید ۵۰ تا ایده تو ذهنم پرورش دادم اما هیچکدوم عملی نشد همش به دلایلی رد شد. گذشت و گذشت تا پارسال که دیدم یکی عین ایده ی منو رفته ساخته. با خودم گفتم چرا شروع نکردم؟؟؟ چرا الان من نباید جای اون باشم؟؟؟ چرا تنبلی کردم؟ اصن چی شد که ایدمو عملی نکردم؟؟

خلاصه شروع کردم . چه شروعی. ۹ ما تمام روزانه شاید بگم ۱۵ ساعت کد مینوشتیم.( من با داداشم کار میکنم) نوشتیم و نوشتیم و نوشتیم. تابستون تمام من ترم آخر بودم پروژه داشتم مجبور بودم پروژمو انجام بدم. 

اون برنامه هم اولین پروژه ی جدی ما بود. و خیلی هم سخت بود و دنگ و فنگ زیاد داشت. بعد از ۹ ماه کدنویسی فهمیدم که خیلی خیلی بد نوشتم. یعنی کدارو من مینوشتم طراحیارو داداشم. خیلی افتضاح نوشته بودم. تو ذهنمم همش درامدای میلیونی بود. 

خلاصه مجبور شدم شروع کنم به پروژه ی پایانی دانشگاهم. اونم خیلی خیلی ایده ی خوبیه (الان دارم روش کار میکنم). تمام اون ۹ ماه کد نویسی شبانه روزی فقط تبدیل شد به یه تجربه. به یه تجربه ی عالی. 

توی این پروژه فهمیدم که از ابتدا باید چکار کنم‌. از هر چیزی بهترینش رو انتخاب میکردم و تو پروژم استفاده میکردم. رفتم رتروفیت رو کامل یاد گرفتم از رتروفیت استفاده کردم. دیدم sqlite خیلی کدامو بد کرد رفتم از realm استفاده کردم. سمت سرور rest api رو پیاده سازی کردم . فایربیس گوگلو راه انداختم .... و هر چیزی که فکرشو بکنی بهترینش. خلاصه چندین ماه کد نویسی فقط شد یه تجربه و الان بازم ول کن ماجرا نیستم. 

بدون خستگی از صبح تا نصف شب کد نویسی میکنم و انقد این پروژرو خوب نوشتم که وقتی پاش کار میکنم نمیفهمم کی شب میشه. همین زودیا هم تموم میشه و مطمینم که میگیره. حتی رفتم شرکت هم ثبت کردم.

اینا رو گفتم چون دیدم توام مث ما سختی زیاد کشیدی. ماه هم خودمونیم و یه لپتاپ پکیده که چند وقت پیش به خاطر سرعت کمش مجبور شدم هارد ssd بندازم روش. اما تو مشکلت این بود که شروع نکردی. من شروع کردم بعد از تقریبا ۹ ماه فهمیدم فایده ای نداره. با این حال بعد از چند روز دوباره از صفر شروع کردم و دو ماهه دارم کار میکنم همچنان.

هر روز به خودم میگم تو موفق میشی.

هیچیم جلو دارم نیست. (مگر اینکه لپتاپم چیزیش بشه :-D )

به امید موفقیت همه. ایشالا یه روزی اگر موفق شدم داستان کامل ترو مینویسم اینجا :-)

 

+3 0
چقد داستانامون به هم شبیه ولی یه چیزی که واقعا می تونم بگم آدمو از راهش منحرف می کنه همین جنبه اقتصادیه (پول) که آدم دست به هر کاری میزنه و اصلا خوب نیست . پس زیاد به فکر پول نباشید بیشتر روی ایده هاتون تمرکز کنید . (9 سال پیش)
+5 0
بدون تعارف میگم. همه ی ما برای به دست اوردن پول کار میکنیم. کم و زیادش فرق نداره اما همه حتی این سایت. درسته میگن به پول فک نکن و پول مهم نیستا .... اما از اون رفتگر تا رییس بانک همه برا به دست اوردن پوله که کار میکنن. درسته من عاشق کارمم اما خب عشق به کار که برا من پول نمیشه میشه؟ عشق به کار داشتن که برا من لپتاپ نمیشه و هزاران مشکل دیگ . (9 سال پیش)
+4 0
دمت گرم! با این پشتکار آیندت دیدنیه! منتظر داستان کامل تره هستم! (9 سال پیش)
پاسخ به سوال 
MJZ376  9 سال پیش
+4 0

سلام دوست من

من دقیقا مثل شما بودم تقریبا 3 سال پیش پکیج اندروید رو خریدم شروع کردم یادگیری و باهاش دوتا برنامه ساختم از این دوتا درآمد خوبی داشتم ولی به خاطر کنکور (که همیشه لعنتش میکنم) برنامه نویسی رو رها کردم و دیگه نتونستم برگردم سمت برنامه نویسی.

همه کار انجام دادم طراحی سایت و مدیریت یه سایت تا 1 سال ولی آخر اون دیدم تا هیچ کدوم از این کار ها برای من فایده نداره دیگه همه چی رو رها کردم و تا 5 ماه شاید هم بیشتر کارم شده بود فیلم نگاه کردن دیگه خودمم از خودم خسته شده بودم نشستم با خودم فکر کردم به این نتیجه رسیدم که دیگه فایده نداره  تا کی میخوام فیلم ببینم ؟ آخرش باید یه کار انجام بدم که برای آیندم خوب باشه دیدم تا هیچی بهتر از برنامه نویسی اندروید نیست و اومدم با هر سختی بود دوباره شروع کردم

کامپیوترم برای 10 سال پیشه دوتا رم روش انداختم ، دوتا رم 2 گیگ که بشه چهار گیگ اما کامپیوترم حالا به هر دلیلی بیشتر از 3 گیگ نمیخونه (ویندوز هم 64 بیته) بقیه مشخصات کامپیوتر رو هم که نپرس

به فکرم رسید که با فلش مموری بهش رم مجازی بدم تا سرعتش زیاد تر بشه با این کار تازه تونستم اندروید استودیو رو اجرا کنم و با کلی التماس گریدل رو تو 5 دقیقه اجرا کرد فکرش رو بکن برای اجرای هر بار پروژه اینقد زمان میبره :)

ولی خب بعضی مواقع میخواد دل ما رو خوش کنه بهمون انرژی بده 10 ثانیه بیشتر طول نمیکشه :)

با این شرایط دوباره شروع کردم به ادامه برنامه نویسی و الان یک ماه هست با اندروید استودیو دوباره شروع کردم چند تا ایده حرفه ای هم دارم که مطمئنم میگیرن یکی از این ایده ها رو توی بازار دیدم ولی خب به کاملی ایده من نیست تا من بخوام این ایده رو پیاده کنم خیلی کامل ترش کردم و میتونم نقص های اون برنامه ای که الان مثل برنامه ی من هست رو برطرف کنم و از اون بزنم جلو

خلاصه برای انجام یک کاری هیچ وقت دیر نیست از گذشته درس بگیر ولی به خاطر گذشته اصلا آیندت رو ول نکن یه وقت پیش خودت نگو من این همه وقت رو خراب کردم دیگه نمیتونم ادامه بدم ببین گذشته که هیچ نکردی چی گیرت اومد حالا بیا از الان یه کاری رو انجام بده ببین چه اتفاقی میفته

از همین الان شروع کن ایدت رو استارت بزن و اون برنامه هایی که مثل برنامه تو هستن رو بررسی کن و مشکلاتشون رو توی برنامه خودت برطرف کن مطمئن باش برگ برنده دست خودت میفته

+1 0
ممنون دوست من، امیدوارم موفق باشی ;) (9 سال پیش)
پاسخ به سوال 
kamal_hajatmand  9 سال پیش
+4 0

چقدر جالبه اینجا همه داستاناشون مثل همه !!!! ولی داستان من یه کم متفاوته

من از حدود 1 سال پیش با تهیه پکیج استاد شروع کردم به یادگیری ، هم کار میکردم(کار پشتیبانی سایت) هم آموزش ها رو میدیدم ، ساعت 7 از سر کار برمیگشتم تا استراحتی بکنم و شامی بخورم میشد 8 هشت و نیم و بعدش تا ساعت 12 میشستم پای لپ تاپی که مال من هم نبود در ضمن من متاهل هم هستم و خانومم رو توجیه کردم که من به این کار یعنی برنامه نویسی اندروید علاقه دارم و اونم قبول کرده بود و همراه من بود.

منم اول بعد چند ماه دیدم پولی بدست نمیارم نامید شده بودم تا اینکه یکی از دوستان کتاب پدر پولدار پدر بی پول نوشته رابرت کیوساکی رو معرفی کرد اونو خوندم و یه فصلش کاملا منو عوض کرد اونجایی که  میگفت باید یاد بگیریم برای پول کار نکنیم منم همین تصمیمو گرفتم دوباره شروع کردم خرداد ماه امسال از کار قبلی اومدم بیرون و دو ماه کامل خونه نشستم و فقط تمرین کردم (تصور کنین توی تهران متاهل باشین و اجاره خونه و ... هم داشته باشین ) بعد دو ماه به عنوان برنامه نویس اندروید در یه شرکتی استخدام شدم (با تقریبا دو برابر حقوق قبلی که میگرفتم) ، بعدش یه پروژه 2 میلیونی گرفتم و انجامش دادم ، یه برنامه تو کافه بازار گذاشتم که تو دو ماه فقط 60 هزار تومان درامد داشت ولی بازم هر موقع وقت داشته باشم میرم میشینم پای لپ تاپ تا اپلیکیشن آماده کنم بزارم توی بازار چون هر پروژه ای که انجام میدم خیلی چیز ها ازش یاد میگیرم و برام مهم نیست که درامدی داره یا نه ...

خلاصه کلام اینکه منم اوایل مثل شما بودم و نا امید شده بودم برنامه میساختم بازار تایید نمیکرد ، درآمد نداشت ، تا بیام یه برنامه رو کامل کنم 20 تا مشابهش تو بازار میومد و من نیمه کاره رهاش میکردم ولی الان میفهمم مشکل از من بوده نه از بازار و بازار کار ...

راستی از وقتی اومدم تو این شرکت تازه فهمیدم چیزی از برنامه نویسی اصولی نمیدوم و هنوز خیلی خیلی باید تلاش کنم و یاد بگیرم .

و توصیه من به همه دوستان تازه کار اینه که حتما توی یه پروژه بزرگ کار کنن تا دیدشون نسبت به برنامه نویسی عوض شه حتی اگه لازم باشه برای انجامش پول خرج کنین

+1 0
آقا من در مقابل شما هیچ حرفی نمیتونم بزنم، چطوری اینقد میتونین تلاش کنین؟! (9 سال پیش)
پاسخ به سوال 
Lion and the rabbit  9 سال پیش
+5 0

فقط 3 چیز هست که میتونی باهاش موفق بشی..

اراده، برنامه ریزی، تلاش و پشتکار.

و اگه درست گفته باشم، کار امروز را به فردا مسِپار

موفق باشی.

+1 0
شما هم موفق باشین ;) (9 سال پیش)
0 0
به نظر من از بین اینا برنامه ریزی از همه مهم تره . (9 سال پیش)
پاسخ به سوال 
Abolfazl  9 سال پیش
+3 0

دم همتون گرم :)
ممنونم واقعا، اومدم تو این صفحه فک کردم واسه یکی دیگس :P

همونطور که گفتم اشتباه یا درست یه کارایی کردم که اصن نمیخوام دربارش صحبت کنم.

حالا اینجام، یه ایده دارم که تو ذهنم پروروندمش، خیلی دوستش دارمو میخوام بسازمش؛ و تکو تنهام.
ولی میترسم! که تا بیام بسازمش اون 3 تا اونقد پیشرفت کننو بیان بین مردم که جایی واسه من نمونه؛ میترسم اون روز همه پایین اپم کامنت بذارن کپی کار؛ میترسم اون روز قدرت بقیه اونقد زیاد شده باشه که راحت بتونن امکانات اپ منو به اپشون اضافه کنن و بهترش کنن یه چیزی شبیه همین الهام توی برندای موبایل! بعد من چیزی نداشته باشم که بتونم باهاش رقابت کنم.
راستش نمیتونم بگم ولی یه اتفاقی قراره تو زندگیم بیوفته که نزدیکه، وقتی ندارم، سرطانو اینا نیستا! :O نمیتونم بگم. به خاطر همین نمیخوام فقط واسم تجربش بمونه، وقت ندارم، اصن نباید!!!
 الان میترسم! به خاطر همین ارادم از بین رفته.

چجوری اراده داشته باشم؟ چجوری تلاش کنم؟!
چجوری به برنامه ریزی روزم پایبند باشم؟

آیا؟!

+3 0
یه چیزی رو همیشه بیاد داشته باش که هیچ کس غیر از خود آدم بهش کمک نمیکنه بهش انگیزه نمیده.باید خودت بخوای تا بتونی شروع به انجام کارت کنی.به این فکر کن که اگه این کار رو نکنی میخوای چیکار کنی آیا کار دیگه ای برای خودت سراغ داری؟هر چی بیشتر این فکر رو کنی وقتت بیشتر تلف میشه و اونایی که پروژشون مثل شماست جلو تر از شما میرن. یه فایل صوتی میزارم دانلودش کن یکی از تکنیک های خود هیپنوتیزمه برای دسترسی به ناخودآگاه.با کمکش عادت های بدت رو از ناخودآگاهت پاک کن و پر انرژی بودن رو به ناخودآگاهت وارد کن من این رو امتحان کردم و تضمین میدم اگه بهش اعتقاد داشته باشی جوری بهت انرژی میده که انگار تازه متولد شدی لینک (9 سال پیش)
+2 0
دوست عزیز به نظرن این کتاب رو بخونی بهت انگیزه کافی رو میده لینک اصلا یک از بحث هاش اینه که یک نرمافزار رو انتخاب کن کاملا کپیش کن بهش یکسری چیزها رو اضافه کن کامل ترش کن منتشرش کن تقریبا میشه گفت کن نقشه راه برنامه نویس رو بهت نشون میده (9 سال پیش)
پاسخ به سوال 
s.h.salehi  9 سال پیش
+3 0

منم داستانم تا حدودی مشابه شما هست 

من هم چند تا ایده داشتم که دیدم اجرایی شدن و درآمد های چند ده میلیونی هم سازنده هاش بدست آوردن که نوش جونشون زحمت کشیدین و نتیجه اش رو گرفتن

من هم یک کامپیوتر قدیمی داشتم و دارم که خیلی ضعیف بود خیییلی !! رمش 512 بود!!!!!

اکلیپس رو اوایل باز میکردم یک فایل میاوردم هنگ میکرد کامل!! فکر کنید چند ماه چه عذابی کشیدم!!  تا اینکه کم کم رمش رو بردم 1.5 گیگ و سال بعد کردمش 2 گیگ دیگه توی اکلیپس مثل قبل نبود خیلی بهتر شده بود ولی هنگ هنوز زیاد میکرد !

خلاصه کاری که بقیه دوستان توی 2 روز انجام میدادن من توی 2-3 هفته میتونستم با این کامپیوتر انجام بدم!

حدود 6 ماه کامل برنامه نویسی رو گذاشتم کنار چون سرعت کامپیوتر یک عزیزی رو دیدم که خیلی اعصابم ریخت بهم و دیگه طرف کامپیوترم نرفتم! بعدش تصمیم گرفتم لپتاپ بگیرم که بعد چند ماه خریدمش ! مشکل هنگ دیگه نداره اما دیگه انگیزه اش رفته!

اما حالا به علت اون وقفه طولانی نه دیگه انگیزه و تمرکز قبل رو داشتم نه وقتش رو! هزار جور مشکلات مختلف پیش اومده واسم که الان هم که نشستم دارم جواب مینویسم کارم اشتباهه! درآمد هم که توی چند سال که برنامه نویسی اندروید انجام دادم خیلی کم بوده برخلاف تلاش بسیار زیادی که داشتم

بهرحال من هم کاملا دچار روزمرگی شدم روز ها مثل برق و باد میرن واسم ! امیدوارم روزگار شما ، من و باقی دوستان بهتر بشه

موفق باشید

+1 0
دوست من بهتون پیشنهاد میکنم حتما فایل صوتی که توی کامنت پاسخ قبل گذاشتم رو دانلود کنید (9 سال پیش)
پاسخ به سوال 
Black-Knight  9 سال پیش
0 0

فکر میکنم همه همچین مشکلی دارند و یا داشتند. من احساس میکنم یک مقدار اعتماد به نفست مثل خودم پایینه :) . یه مقدار به خودت اعتماد به نفس بده و اینکه یه پیشنهاد دارم شما هر برنامه ای دوست داری بساز حتی شده تقلیدی و کپی و با کمی تفاوت  و اونا رو تو بازار منتشر کن تا هم با سازو کار اشنا بشی و تجربه کسب کنی و هم دستت راه بیوفته(البته منظورم این نیست که سورس رو پیدا کنی و کپی پیست کنی :)) هر چی هست خودت بنویس) . بعد تو کافه بازار دو تا اکانت بساز یکی برای همین کارهایی که برای کسب تجربه ساختی و دیگری هم برای کارهایی که به صورت حرفه ای ساختی و میدونی که میتونه برات یه پله ترقی باشه.اینو برای این میگم که اگه با یه اکانت سابقت خراب بشه خیلی سخت میشه خودتو بکشی بالا و اعتماد جلب کنی .تو اون اکانت ازمایشیت همه برنامه هات رایگان باشه و فقط سرویس های مثل عدد تو برنامه هات باشه تا هم یه درامد کوچیک هم داشته باشی تا برات انگیزه هم ایجاد کنه.اکثر بزرگای سازنده اپلیکیشن با همین برنامه های تجربی شروع کردن پس نگاه نکن یکی از تو بهتره یا زودتر شروع کرده اگه خودت بخوای به همشون میرسی.

پاسخ به سوال 
sami  9 سال پیش
+5 0

سلام.

چون اینجا همه برنامه نویسن اجازه بدین جواب رو در قالب چند خط کد، با هم ببینیم :)

 

while (noSuccess) {
tryAgain();
if (Dead) {
break;
}
}

البته باید برای تلاش کردن، مسیر درست رو هم در نظر گرفت !

نه اینکه صرفا ...

0 0
اگر مرد ؟ :)))) (9 سال پیش)
0 0
یعنی تا زنده ای تلاش کن و دست از تلاش برندار ... (9 سال پیش)

پاسخگویی و مشاهده پاسخ های این سوال تنها برای اعضای ویژه سایت امکان پذیر است .
چنانچه تمایل دارید به همه بخش ها دسترسی داشته باشید میتوانید از این بخش لایسنس این آموزش را خریداری نمایید .