مشکلات جسمی و روحی هنگام برنامه نویسی
سلام دوستای خوبم , خیلی وقت هست که به دنبال نظرات و راهنمایی های افراد با سابقه در زمینه مشکلات جسمانی و روحی که هنگام برنامه نویسی برای آدم پیش میاد و نحوه سروکله زدن! با این مشکلات هستم
بنده به شخصه حدود 10 ماهی هست که روزی 15 تا 16 ساعت برنامه نویسی کار میکنم , حالا یا کد میزنم یا تحقیق و جست جو ولی تو این 1 ماهه اخیر با زانو درد شدید و گاهی اوقات سرگیجه و سردرد و استرس بسیار زیاد و مشکلات معده مواجه شدم !! و یکمی هم فکر کنم دچار افسردگی شدم . که متاسفانه باعث شده 2-3 ساعت بیشتر دووم نیارم پشت کامپیوتر .
از دوستان گل و مخصوصا استاد عزیز اگه کسی راهنمایی و تجربه ای در این زمینه داره با ما هم در اشتراک بزاره با تشکر
من خودم به شخصه این مقدار ساعت از روز رو به هیچ عنوان تجربه نمیکنم و نخواهم کرد. 16 ساعت برنامه نویسی در طول روز؟
مطمئنا چند ساعت بیشتر مفید نبود و بقیه اش رو به صورت مرده گذروندید. بعضی چیزها خیلی واضح هست که گفتنش دوباره کاری هست.شما باید میز و صفحه نمایش و صندلی و نور اتاق و ...برای کارتون استاندارد باشه.اگه یکی از اینا هم رو رعایت نکنید مشکلاتی پیدا میکنید که جبران ناپذیر هست. از دیسک کمر بگیرید تا ضعیفی چشم و مشکلات گردن و ....
شما بهتره کیفیت ببرید بالا نه کمیت رو .16 ساعت پشت کامپیوتر به نظر من خوب نیست و اگه هم موارد اصولی رو رعایت نکنید ،یه جورایی میشه گفت خودکشی کردن.
چند تا نکته است که باید بگم، شما ببینید شخصی که کارگری میکنه و کار بدنی میکنه روزانه 8 ساعت کار بدنی میکنه ،و اگه یه شخصی که 8 ساعت کار فکری کنه ( تحقیقات و درس خوندن و ...) ،میزان انرژی بیشتری ازش میگیره تا شخصی که کار یدی میکنه.اصولش هم همینه .چون شما دارید از عضوی کار میکشید که وظیفه کنترل کل بدن داره و اصلی ترین عضو بدن هست. پس تغذیه خیلی خیلی مهمه.
شما باید همون طور که بالا گفتم کیفیت ببرید بالا .اگر توی قسمت یادگیری هستید باید کل تمرکزتون واسه چند ساعت در اختیار برنامه نویسی قرار بدید. به قول یکی از استادامون(دکتر نقشینه _جز اساتید برجسته ریاضی ایران) میگفت
نحوه ی مطالعه و تمرکزتون باید خیلی خوب باشه.و میگفت وقتی من روزی 2 ساعت روی مباحث ریاضی وقت میزارم چنان تخلیه انرژی میشم که تا شب خستگیم رو حس میکنم و بیحال هستم،
حالا شما روزانه پشت کامپیوتر 20 ساعت بشینید، وقتی ذهن خسته است وقتی تمرکز لازم ندارید و وقتی انرژی نمونده ،چه سود و برایندی داره جز وقت هدر دادن؟
مطلب بعدی هم اینه که شما باید از کد زدن یا هر چیز دیگه ای که انجام میدید ،لذت ببرید ،وقتی میبینید خیلی یک مبحث یا مشکل توی کد زدن داره اذیت میکنه ،واسه چند لحظه یا چند ساعت رهاش کنید.نزارید فشار عصبی پیدا کنید. اگه اشتباه نکنم کاسپاروف یه حرف خیلی باحالی داره. "اگه دارید شطرنج بازی میکنید و دارید میبازید و فشار عصبی بالایی سراغتون اومده ، میز شطرنج بهم بزنید!. ( من نمیگم از چالش با مباحث فرار کنید)
متاسفانه خیلی از ماها فشارهای خیلی زیادی از همه سمتها بهمون وارده .که بحث اقتصادی خیلی میچربه به بقیه موضوعات.
و همین باعث میشه،توی کد زدن و ...یکم شتاب زده عمل کنیم و زود بخوایم به نتیجه برسیم. و همین باعث میشه زده بشیم .گویا شما هم به این مشکل دچار شدید.بماند که مشکلات خیلی مهم مثل انزوا و گوشه گیری و افسردگی میاد سراغتون و پرخاشگر میشید.
برنامه ریزی کنید ،سعی کنید به تفریحتون برسید ،به خانواده تون برسید ، از همه مهمتر به خودتون برسید. ورزش کنید ،به ذهنتون استراحت بدید،نزارید مغزتون فرسوده بشه ، این جمله رو همیشه یادتون باشه :شما یه بار فرصت زندگی دارید ،پس سعی کنید تا میتونید بهترین استفاده و لذت ازش ببرید.
سلام دوست عزیز
با وجود احترام فراوان به نظرات دوستان، این نظر شخصی بنده است:
خدا رو شکر که کشور ایران جوانانی مثل شما داره، شرایطت دقیقا عین خودمه! من هم همیشه 24 ساعته پای کامپیوترم :))))
اول بذار در مورد شخصیتت بگم: مطمئنم از دانشگاه و مدرسه متنفرمی :| و مطمئنم بازم مثل خودم مجنون و عاشق کد نویسی هستی!
اینکه انقدر وقت پای کامپیوتر می ذاری و برنامه نویسی می کنی واقعا فوق العاده ست! من هم سال ها شرایط شما رو دارم.
اینکه یکی از دوستای ما گفت چند ساعتش مفیده و بقیه ی زحماتت مرده است با کمال احترامی که برای ایشون قائلم مخالفم.
مطمئنا شمایی که روزی حالا بگم بیش از 10 ساعت وقت میذاری با کسی که سه چهار ساعت وقت میذاره تفاوت بسیار زیادی خواهید داشت.
گفتی با یه سری مشکلات جسمی و روحی مواجه شدی... خب همه ی این ها طبیعیه. دائما در خانه هستی و معمولا با کمتر کسی در ارتباط هستی و با توجه به اینکه همه ی انسان ها نیاز به ارتباط با دیگران دارند خب طبیعیه یکم دچار افسردگی بشید یا حتی به این موضوع فکر کنید که این همه تلاش می کنید آیا در آینده نتیجه داره یا نه. مطمئن باشید که تلاش های شما ثمر بخش خواد بود، اول از اینکه به یه علم فوق العاده دست پیدا می کنی که می تونه در زندگی بسیار کمکت کنه و هم به درآمد خواهی رسید. اما اگه می خوای شرایط روحیت بهتر بشه: پیشنهاد می کنم یه منبع درآمد هر چند کم داشته باش چون وقتی حتی عاشق کاری باشی و ازش پول در نیاری یکم برات خسته کننده میشه و پول باعث آرامشت میشه و با آرامش خاطر می تونی کدنویسی کنی و تمرکز بالایی داشته باشی دوم اینکه به نظر من یه تنوعی به کارت بده مثلا دقایق یا ساعاتی از روز رو به کاری که واقعا بهش علاقه مندی بچسب. مثلا موسیقی گوش کن (اگر در مورد فواید گوش دادن به موسیقی پیش از مطالعه در وب سرچ کنی به نتایج جالبی میرسی).
اما در مورد مشکلات جسمی ات حتی اگه بهترین مانیتور و بهترین میز و صندلی دنیا رو هم بخری طبیعیه که مشکلات جسمی فراوانی برات به وجود بیاد بنابراین سعی کن بین کار یه استراحتی کنی، دست و صورتی بشوری و یه وقت نسبتا کمی رو به ورزش و حرکات کششی اختصاص بدی.
اما در مورد کار خودم بگم: من هم دائما پای کامپیوترم و البته زبان های زیادی رو کار می کنم. من سعی می کنم حتی تفریحاتم جنبه ی علمی داشته باشه مثلا توی وقت استراحت به جای اینکه با دوستام برم بیرون یا هر کار دیگه سعی می کنم به یادگیری موضوع جدیدی بپردازم! مثلا من عاشق بازی های رایانه ای، مسابقات فوتبال و تماشای فیلم هستم! ولی به خاطر برنامه نویسی پا روی دلم میذارم و قید همه رو میزنم. من خیلی به خودم سخت گرفتم و اصلا به این معنا نیست که شما هم همین راه رو پیش بگیری. من مدت های بسیار طولانیه که دارم این راه رو ادامه می دم و خدا رو شکر از درآمد و زندگی ام کاملا راضی هستم و دوست دارم حتی با وجود به خطر افتادن سلامتی ام و همون مشکلاتی که شما گفتی توانایی علمی ام رو افزایش بدم!
ولی به این نکته توجه کن که هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد!
من زبان انگلیسی و اسپانیایی رو خیلی دوست دارم توی وقت های استراحتم هم مکالمه ی انگلیسی و اسپانیای ترجمه می کنم و نمی ذارم زمانی از دستم در بره!
وقتی یه نگاه به برنامه نویسای اون ور آب می کنم که انقدر حرفه ای هستند واقعا انگیزه می گیرم.
در آخر اینو بگم: این که این همه تلاش می کنی واقعا جای تحسین داره و برات آرزوی موفقیت می کنم دست از تلاشت بر ندار فقط یه کوچولو ساعت کارت رو کم کن و مدت زمان بیشتری رو برای استراحت ورزش و تفریح در نظر بگیر...
ببخشید انقدر حرفای عجیب و غریب هم نوشتم!!! برات آرزوی موفقیت روز افزون دارم...
موفق و پیروز باشی
درود بر شما و همه دوستان و اساتید گرامی
اول از همه از دوستان بابت تکراری بودن این پاسخ عذرخواهی میکنم (چون در بخش پرسش و پاسخ LAMP هم این پاسخ رو دادم) اما چون فقط مخاطب پیام من آقای اسماعیلی نیست، گفتم شاید دوستان این انجمن هم براشون مفید باشه.
دوم اینکه من در جایگاهی نیستم که بخوام چارچوب تعیین کنم یا نصیحت و از این حرفا. این گفته ها فقط برداشت و راهکار شخصی منه و الزاماً عمومیت نداره و ممکنه دوستان با بعضی جاها مخالفت کنن. به هر حال چون برای من تجربه شده و جواب داده، تصمیم دارم با همه در میون بذارم.
دوست گرامی، شما تنها نیستید!! این مسایل برای خیلی ها ممکنه پیش اومده باشه. برای من هم پیش اومده. پرسش شما باعث شد که علاوه بر راهکار شخصی خودم، مطالب دیگه ای رو هم عنوان کنم. میخواستم در حد نظر بگم اما خیلی طولانی و ناخوانا میشد. اما خوندنش خالی از لطف نیست.
شما واقعا زمان زیادی رو دارید صرف میکنید برای کدنویسی و مسایل مربوطه. بر خلاف تصور عموم که فکر میکنن کسانی که سر و کارشون با کدنویسی هست، بیشتر با مشکلات بینایی یا سردرد دست به گریبان هستند، برعکس، تمام ساز و کار بدن شخصی که در دراز مدت درگیر فشار و فرایند فکری مثل کدنویسی هست، تحت تأثیر قرار میگیره. یک فوتبالیست که در زمینه کاریش ممکنه آسیب ببینه، بیشتر از ناحیه ی پا هست و یک بوکسور از ناحیه ی سر و گردن و بازوها. اما یک برنامه نویس در زمینه ی کاریش اگه رعایت نکنه کل مکانیزم بدنش تحت تأثیر و آسیب قرار میگیره. کدنویسی یک فرایند 98 درصد ذهنی و عصبی هست. یک درصد بینایی، یک درصد هم تایپ با انگشتان دست (این آمار کاملا من در آوردی هست و رسمی نیست). وقتی ذهن شما اینقدر درگیره دیگه تمرکزی روی باقی سیستم های بدن نمیمونه. پس واقعا باید کنترل بشه و به استراحت منظم نیاز داره. (من نه دکترم نه اداشون رو در میارم. اما این یه واقعیته که کاملا مشخصه)
کدنویسی یک علاقه هست. مثل همه ی علایق دیگه باید کنترل بشه تا هم همیشگی باشه و هم باعث تأثیر منفی روی بقیه مسایل نشه. شما به هر دلیلی زمان زیادی رو دارید صرف میکنید. حالا یا مجبورید، چون شغلتون هست یا زمان کمی دارید و میخواید زودتر نتیجه بگیرید. در هر صورت طبیعی هست که این مسایل پیش بیاد. اما آیا این زودتر نتیجه گرفتن ارزش آسیب به خود داره؟ یا اصلا فرض کنیم ککمون هم نگزه، آیا با این فشار، با دست خودمون، این علاقه رو سرکوب نمیکنیم؟ یه فکری برای کمتر کردن تایم درگیری ذهنیتون با مسایل کدنویسی بکنید.
بهترین راهکاری که میتونم بدم اینه که با برنامه ریزی پیش برید. دقیقا برای خودتون ساعت تعیین کنید که چقدر میخواید کد بزنید در شبانه روز. نه اونقدر وارد مسایل حاشیه بشید که دور بمونید از کدنویسی و نه اونقدر که کلا از همه ی مسایل دور بمونید. من فرض میگیرم شما روزی 5 ساعت استراحت (خواب) دارید که خیلی هم ناجوانمردانه فرض کردم! 15 ساعت کدنویسی و مسایل مربوط به برنامه نویسی که خودتون گفتید. جمعا 20 ساعت. اون چهار ساعت باقیمونده از شبانه روز هم سر جمع همه ی زمان هایی که صرف خوردن و آشامیدن و رفت و آمد و (شاید هم ورزش!) و غیره میشه. هیچ تعادلی توش نیست.
من ده سال پیش جوری به کدنویسی علاقه داشتم که وقتی واردش شدم چون تصمیمات درستی نگرفتم و از همه مهمتر برنامه ریزی نداشتم، به جایی رسیدم که مثل شما افسرده شده بودم و کم کم رهاش کردم و الآن بعد از چند سال هنوز دارم چوبش رو میخورم. چون زمانم از دست رفت و برگشتن هم برام آسون نبود که هنوزم نیست. شاید خیلی ها که این مطلب رو میخونن بگن ما چند ساله داریم کد میزنیم شبانه روز. هیچیمون هم نشده.
آره درسته، اما این زمانی که فرا میرسه که دیگه واقعا ذهن کشش نداره، برای هر کسی این زمان فرق میکنه.
نمیخوام حرفای انگیزشی بزنم یا بساط سخنرانی بچینم. اما یه جمله خیلی قشنگ هست که میگه "برنامه ریزی نکردن برای موفقیت، در واقع برنامه ریزی برای شکست هست".
هدف شما چه در حیطه شغلی باشه چه اجبار چه پیشرفت شخصی، به هر حال به برنامه ریزی احتیاج داره. یه زمان کلی تعیین کنید برای هدفتون و زمان رو تقسیم کنید به روزهای باقیمونده و هر شبانه روز فقط همون قدر کار کنید نه بیشتر.
دقیقا برنامه ریزی کنید کارای غیر از کدنویسی هم در شبانه روز انجام بدین. از همه مهمتر ورزش و مطالعه ی غیر مرتبط با برنامه نویسی اونم نه از روی PDF (به چشمهاتون هم استراحت بدید). گهگاهی اجازه بدید ذهنتون خنک بشه با دیدن مثلا یک فیلم یا خوندن یک کتاب که دوست دارید.
دست کم ده دقیقه و حداکثر یک ساعت به کوچه و خیابون بزنید و به جای این تگ های بازشونده و بسته شونده، یکی دو تا آدم هم ببینید! اونم با پای پیاده نه ماشین. (تهرانی ها بهونه نیارید هوا آلوده س. برای تنبلی همه خوب بهونه میارن!) این هم باعث میشه ایده های جدید به ذهنتون بیاد و هم استراحت ذهنی تضمینی کرده باشید و هم اجتماعی باشید.
به خدا تصویری که از برنامه نویسان توی فیلم ها نشون میدن غلطه: یه فرد منزوی و با موهای ژولیده و سر و وضع به هم ریخته و ریشو و بوگندو که یه عینک ناجور ته استکانی هم زده! اینا همش فیلمه! کسی که خدای کدنویسی هست در واقع برنامه ریزی هم داره تو زندگیش و مطمئن باشید انسانی اجتماعی هست وگرنه یه فرد موفق به حساب نمیاد و از نظر من یک سیاهی لشگر هست توی جنگ کدنویسی نه یه فرمانده.
زیادی صحبت کردم. شاید خیلی از دوستان بگن که چقدر بیکار بودم که اینهمه نوشتم. اما نه. دقیقا من گهگاهی به دور از همه چیز به نوشتن اینجور مطالب رو میارم. چه در جواب به یک دوست چه یک دست نوشته یا هر چیز دیگه. این برای خود من یک جور استراحت فکری به حساب میاد و حتی جزیی از برنامه هست!
اگه به زمان درج پاسخ دقت کنید، من خودم هم تا دیروقت بیدارم. با اینکه برنامه دارم اما همیشه عقب میوفتم. میخوام اینو بگم که تعهد به برنامه ریزی، تمرین میخواد و در دراز مدت میشه منظم شد. آره، منم از لالایی خودم خوابم نمیبره!
برای همگی از جمله دوست و هم میهن گرامی، آقای اسماعیلی، آرزوی سربلندی و تندرستی میکنم.
به نظرم رسید چند نکته را خدمت دوستان حسب تجربه عرض کنم:
1- زمانی حق دارید ساعت کار خودتون را افزایش بدید که صد درصد زمان کار فعلی براتون مورد استفاده باشه. مثلا قبل از اینکه به این فکر کنید که با یک ساعت خواب کمتر می توانید کار بیشتری بکنید به این فکر کنید که چه زمان هایی از روز را بدون بازده کار کرده اید.
2- اگر کار کردن تنها اتفاق مورد علاقه شما بود، خوب به روانشناس مراجعه کنید. اعتیاد به کار بیماری است حتی وقتی به کار خودتون علاقه دارید.
3- در شرایط خوبی از لحاظ اجتماعی و اقتصادی نیستیم و این قابل درکه که برای موفقیت تلاش بسیار بیشتری از شرایط عادی لازم است. اما تلاش بیشتر هیچوقت به معنی کار بیشتر نیست. شما بخش های زیادی از روز را باید به استراتژی خودتون برای موفقیت فکر کنید و در راه آن مطالعه، فکر و ... داشته باشین. قبلا این سایت را معرفی کرده بودم حتما به آنجا سری بزنید. لزوما هر که کار (و نه تلاش) بیشتری می کند موفق نیست.
4- الآن جوانید! در حالت عادی هم چند سال را می توانید با انرژی زیاد کار کنید؟ حالا اگر نوع کار کردن غلط باشد که دیگر هیچ. پس از همین الآن با تقویت تفکر سیستمی در خود افقی را داشته باشید که به مرور کار خود را کاهش دهید و آن را به دیگران بسپارید، به خصوص اگر قصد دارید برای خودتان کار کنید و استخدام نباشید.
5- هر کاری را تا آن حدی که لازم است انجام دهید. مثلا یادگیری مواردی که به کار شما نمی آید شاید اصلا لازم نباشد و فقط دانستن کلیاتی از آن ها کفایت کند. پس انرژی، سلامت و زندگی خود را برای موارد کم اهمیت تلف نکنید.
6- منشا بسیاری از بیماری های جسمی، بیماری های روانی است بخصوص افسردگی. لازمه بدونید که افسردگی هیچوقت کاملا درمان نمی شه. پس قبل از اینکه به آن دچار شوید پیشگیری کنید. بیرون بروید. با مردم معاشرت کند. روابط اجتماعی و عاطفی برقرار کنید. لذت های زندگی را بچشید.
7- مسیر هر کاری باید لذت بخش باشد. هیچوقت به این فکر نکنید که در آینده اتفاق خاصی خواهد افتاد و شما وقت بیشتری خواهید داشت. تجربه (تجربه شخص خود بنده و مطالعه در احوال دیگران و بزرگان) نشان می دهد که چه موفق باشید و چه نباشید هیچوقت این اتفاق نمی افتد مگر اینکه نگرش خودتون را عوض کنید. برنامه ریزی خود را به گونه ای قراردهید که در لحظه زندگی کنید و از هر لحظه زندگی لذت ببرید.
7- در این خصوص خیلی چیزهای دیگه می شه گفت که من سر شما را درد نمی آورم. به دوستان پیشنهاد می کنم که به سایت متمم سر بزنید. (در مورد سوم لینک دادم) احتمالا چیزهایی علمی تر از صحبت های من پیدا خواهید کرد که در زندگی شما بسیار موثر خواهد بود.
پاسخگویی و مشاهده پاسخ های این سوال تنها برای اعضای ویژه سایت امکان پذیر است .
چنانچه تمایل دارید به همه بخش ها دسترسی داشته باشید میتوانید از این بخش لایسنس این آموزش را خریداری نمایید .